قسمت چهارم و پایانی
نظریه حقوق بشر غربی هرگز با مبانی اندیشه اسلامی سازگاری ندارد. حقوق بشر غربی با اتکا به «راسیونالیسم» بر این باور است که هیچ مرجعی به جز عقل بشر برای داوری در باب ادعاهای اخلاقی وجود ندارد. با اتکا به «اومانیسم» تاکید میکند که این حقوق با شخص انسان آغاز میشود و با او به پایان میرسد.
نتیجه ی این اختلاف در جهان بینی، در مرحله تیوریپردازی محدود نمیماند؛ بلکه بیشترین تاثیر را در حوزه ی عمل و رفتار اجتماعی برجای میگذارد. بر اساس تفکر اومانیستی، انسان، خالق اخلاق خویشتن تلقی میشود، و آن چه در این نگرش اصالت دارد، خواستهها و امیال و لذت های انسان است و اگر دینی هم معتبر باشد، باید در جهت تامین هوا و هوسهای افراد و هماهنگ با خواستهای انسان باشد. از این رو، در این اندیشه الحادی، انسان جایگزین خدا شده، محور همه ارزشها قلمداد میشود و حقوق و قانون چیزی است که انسانها بر اساس خواسته و میل خود وضع میکنند . اینجاست که اومانیسم به لیبرالیسم منتهی میشود؛ زیرا به گفته ی «داستایفسکی» نویسنده ی شهیر روسی: «اگر خدایی نباشد، همه چیز مجاز است». بر مبنای لیبرالیسم، اصل اساسی و بنیادین در حقوق، آزادی مطلق انسان هاست؛ اما از آن جایی که اگر هر فردی بتواند آن چه را که خود میپسندد، انجام دهد و در این جهت آزاد باشد، هرج و مرج پدید آمده، موجب سلب آزادی از دیگران و اختلال در نظام اجتماعی میشود و به ناچار و از روی ضرورت و صرفا به منظور حفظ آزادی سایرین، باید حدودی برای آزادی هر یک از افراد قایل شده، آزادی هرکس منوط و محدود به عدم اخلال به آزادی دیگران شود. بنابراین، تنها عامل محدودکننده آزادی، همان گونه که جان استوارت میل خاطر نشان میسازد «اصل ضرر» است.
پینوشت:
1 . انعام، آیهه 165 .
2 . حج، آیه 65 .
3 . بقره، آیه 29 .
4 . مؤمنون، آیه 14 .
5 . طه، آیه 40و41 .
6. Charter of the United Nations؛ Art 55/3.
7. Ibid؛ Art 56.
8. Burns H. Weston, Human Rights, Encyclopedia Britannica, (15th ed. 2002)
9. Jerome J. Shestack. «The Jurisprudence of Rights» in: Theodor Merom (ed)؛ Human Rights in International law؛pp. 73-74.
10. Ibid.
11. Rebecca M.M. Wallace؛ International law؛p.277.
12. Julia Chin؛ Human Rights؛ A Valid Chinese Concept؛p.99.
13. Jerome J. shestack؛ Op. Cit, p.74.
14. Ibid؛p.p74-75.
15 . محمدتقی جعفری تبریزی، تحقیقی در دو نظام حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب و تطبیق آن دو با یکدیگر، ص 53 .
16 . همان، ص 55 .
17 . عدنان علیرضا النحوی، المسلمون بین العلمانیة و حقوق الانسان الوضعیه، ص 59 - 60 .
18 . ر . ک: سیدابراهیم حسینی، «مبانی نظری حقوقی فمینیسم» ، کتاب نقد، شماره 17 .
19و20 . محمدتقیجعفریتبریزی، پیشین، ص 53 و 55 و 285 - 278 .
21 . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 46 - 47 .
22 . هدایت الله فلسفی، تدوین و اعتلای حقوق بشر، مجله تحقیقاتی حقوقی، شماره 17 - 16، ص 98 - 99 .
23. Henry J. Steinerand. Philip Alston؛ International Human Rights in context politics, Morals؛ pp.169-170.
24 . محمدتقی جعفری تبریزی، پیشین، ص 266 .
25 . همان، ص 264 - 502 .
26. Jerome J. Shestack؛ Op. Cti؛pp. 73-74.
27. Ibid؛pp.75-100
28. John Humphrey,»The International Bill of Rights part I»
29. Jack Donnelly, «Universal Human Rightsin Theory andPractice», p.2.
30 . محمدرضا نیکفر؛ خشونت، حقوق بشر، ص 50 .
31 . محمدتقی جعفری تبریزی؛ حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، ص 42 - 14 .
32. R.J. Vincent؛ «Human Rights in International Relation»؛ p.51. (What is called the international law of Human Rights, aseemingly neutral title؛ is in fact the machine forwidening anddeeping the legitimacy of western conceptions of the goodsociety.







