برنامه رسمی کمپاین انتخابات ریاست جمهوری دیروز در حالی آغاز شد که از میان 41 نامزدی که صلاحیت شان تایید شده است، به جز چند پوستر و بیلبورد تبلیغاتی مردم هیچ گونه سندی را که نشان بدهد برنامه های آنها برای افغانستان چیست در دسترس ندارند.
متاسفانه یکی از آفت های اصلی سیاست افغانستان در طول چندین دهه گذشته، آفت شخصیت محوری آن بوده است.
شخصیت محوری در سیاست جدا از این که آفت کلانی است برای یک جریان سیاسی و یک حزب، روند توسعه سیاسی را در جامعه نیز متوقف می کند. از سوی دیگر این مساله باعث می گردد که سیاست به اقتدار گرایی تمایل پیدا کند و زمینه را برای رشد و گسترش دیکتاتوری در سطح ساختارهای سیاسی و حکومت فراهم نماید.
آغاز کمپاین انتخابات ریاست جمهوری کشور ما نیز متاسفانه حکایت از همین واقعیت تلخ دارد. شخصیت های که خود را برای پست ریاست جمهوری کشور نامزد کرده اند، گمان می برند که تنها نام شان برای مبارزه سیاسی و احتمالا به دست گرفتن قدرت سیاسی کافی است، چرا که اکثر آنان یا به دلیل تعلق قومی، زبانی و یا خانوادگی مطرح شده اند و یا این که در یک پروسه ی سیاسی نامشروع و نا متعارف به شخصیت های سیاسی مبدل گشته اند.
مثلا اگر به پوستر های تبلیغاتی نامزدان نگاه کنیم، اکثر آنها می خواهند از طریق لباس و شمایل ظاهری خودشان، خود را معرفی کنند؛ یکی دستار بر سر دارد، دیگر نکتایی پوشیده است، یکی لباس دستباف محلی اش را به تن کرده و ....
این گونه طرز برخورد نامزدهای انتخاباتی با افکار عمومی، از یک طرف نمایانگر برخورد تحقیر آمیز با مردم است و از جانب دیگر حکایت از بی برنامگی آنان نیز می کند. یک رای دهنده عادی افغان که در گام نخست به امنیت، آموزش و کار نیاز دارد، واقعا نمی تواند از ورای دستار و یا نکتایی یک نامزد، نامزد مورد نظر خود را شناسایی کرده و به او رای بدهد. از طرف دیگر تقویت و گسترش چنین روش های سطحی و بی مایه در سیاست افغانستان، در کنار سرگردان ساختن افکار عامه برای عدم تفکیک درست میان نامزدهای انتخاباتی در واقع یک جفای نابخشودنی به نسل های آینده این کشور نیز است، زیرا این کار باعث تداوم عقب ماندگی سیاسی می گردد.







