یکی از موضوعات مهمی که در کنار دیگر نابه هنجاری ها در کشور تا حال به آن توجه چندانی صورت نگرفته و فعالیت های این بخش درست محسوس نبوده و در پرده ابهام باقی مانده، ریاست تربیت بدنی وزارت معارف است. در واقع فعالیت های این بخش در کنار دیگر بخش ها، برای گروه های سنی کودکان، نوجوانان و جوانان مکتبی سرنوشت ساز و حیاتی است.
در این دوره پسران و دختران در مرحله رشد قوه جسمانی، دماغی و روحی قرار داشته و برای حفظ سلامتی بدن شان به اجرای اعمال حرکی نیاز بیشتری دارند. چنانچه پژوهشگران جامعه شناسی قرن ها پیش به این نکته مهم پی برده و گفته بودند که پیش از تربیه دماغی، تربیه جسمی صورت گیرد، و یا تربیت اعضای بدن باید همزمان با مغز شکل گیرد. گروه های سنی از کودکی تا عنفوان جوانی نظر به غریزه فطری که در وجود شان نهفته است، اشتیاق بیشتری به حرکات جسمانی نسبت به فعالیت های مغزی که باید تا ساعت ها ساکت بمانند و گوش کنند، دارند.
اکنون در مکاتب دنیا فعالیت های تربیت بدنی و ورزش نظر به ارزشمندی ویژه از جایگاه ویژه اي برخوردار است. اگر نگاهی ژرف به برنامه آموزشی مکاتب جهان نماییم، خواهیم دید که برای هر گروه سنی مضامین ویژه با آموزگاران آگاه و با ساعات بیشتر آموزشی در هفته در نظر گرفته شده است. به گونه مثال می توان از مکاتب جاپان نام برد که برنامه های ورزشی در صنوف ابتدایی 102 ساعت را در یک سال تعلیمی اختصاص داده اند؛ در حالی که در افغانستان برای صنوف ابتدایی، کدام برنامه مشخص آموزشی اصلا وجود نداشته و در صنوف بالایی این مضمون در یک هفته یک بار و در یک سال تعلیمی 36 ساعت را در نظر گرفته اند که بیشتر آن به ساعات روز گذرانی و بیکاره گی مبدل شده اند. آیا عقل سلیم این را می پذیرد که با یک ساعت درسی 35 تا 45 دقیقه اي در هفته، ورزش در معارف رشد آن چنانی نماید؟ بگذریم از این که هر استاد تربیت بدنی در مکاتب هر مضمون یا هر بازی را بر اساس سلیقه خودش به شاگردانش آموزش می دهد، یا این که ورزش از سال ها بدین سو در برنامه آموزشی مکاتب در حاشیه قرار داشته و بارها از دانش آموزان خواسته شده که در ساعات ورزش نوت های دیگر مضامین را به اصطلاح پوره کنند.
از این که کشور مان در وضعیت خوب اقتصادی قرار ندارد، بیشترینه کودکان، نوجوانان و جوانان ما که علاقمند به ورزش هستند، به خاطر نبود امکانات اقتصادی، نمی توانند به باشگاه های خصوصی رفته و تمرینات شان را به پیش ببرند.
اگر کاستی ها و نارسایی های ورزش را در معارف بر شماریم، به صدها صفحه نیاز است. در یک و نیم دهه پسین ورزش در معارف فراموش شده و بیشتر کسانی که سکاندار معارف کشور بوده اند، با تاسف چیزی از ورزش نمی دانستند و همین عدم آگاهی از ورزش و ارزش های ورزش زمینه های حاشیه راندن و فراموش کردن ورزش در معارف را فراهم ساخته است. امید که رهبری جدید معارف که بارها از جانب شماری از حلقات به عنوان یک وزیر توانمند معرفی شده، در عرصه ورزش معارف به عنوان خاستگاه و پرورشگاه اصلی ورزش کشور اندکی توجه کنند و با استخدام افراد آگاه و توانمند در مدیریت ورزش معارف و با ایجاد طرح و تطبیق برنامه ها و راهکارهای جدید در رشد، بالندگی، اعتلا و ترویج ورزش در میان شاگردان مکاتب تلاش بیشتر نمايند تا زمینه آینده درخشان برای فرزندان کشور فراهم ساخته شود.






