امریکایی ها در شش هفته گذشته شاهد دو تصویر به شدت مختلف -- اما کاملا دقیق – از شبکه تروریستی القاعده بودند. یک تصویر مربوط به رهبران تروریستی ای می گردد که توسط هواپیمای بدون سرنشین هدف قرار گرفته و کشته شدند. تصویر دیگر از آن دشمن چالاک است که از موانع دفاعی ایالات متحده گذشته و می خواست که در داخل خاک ایالات متحده امریکا یک حادثه تروریستی را خلق کند.
ارزیابی جدید از القاعده که توسط کارشناسان ارشد ضد تروریستی امریکا یک سال بعد از روی کار آمدن باراک اوباما صورت گرفته، حاوی خوشبینی و نگرانی است. به گفته مقام ها، توانایی القاعده در راه اندازی حملات تروریستی مرگبار توسط حملات هوایی بی رحمانه بر رهبری این شبکه، امور مالی و اردوگاه های آموزشی این گروه، تضعیف شده است. اما تحلیلگران می گویند این گروه در ضعیف ترین حالت اش ، به تاکتیک های در مقیاس کوچک متوسل شده است که شناسایی و مختل ساختن آن به مراتب سخت تر است.
تیراندازی مرگبار در ماه نوامبر در فورت هود و تلاش ناموفق در روز کریسمس به هدف انفجار هواپیمای مسافربری، سطح ترس در واشنگتن و سراسر امریکا را بالا برد. برخی از کارشناسان می گویند در حالی که این شبکه زخمی هنوز در جستجوی پیروزی می باشد، بدترین حملات تروریستی می تواند در راه باشد.
اندی جانسون ، مدیر سابق هیات کمیته اطلاعاتی مجلس سنا و در حال حاضر مدیر امنیت ملی برای روشنفکران راه سوم در واشنگتن می گوید:
"دام تنگ تر می گردد و رهبری القاعده تلاش هایی را که احتمالا در هر جای اتفاق بیافتد، سرعت می بخشد".
آقای جانسون می گوید: "امریکایی ها با کشتن رهبران کلیدی القاعده و ایجاد اخلال در قطعات مختلف این گروه پیروزی های مهم به دست آوردند. اما فشار بر القاعده در عراق و پاکستان این گروه تروریستی را مجبور کرد که به پناهگاه های جدید مانند یمن فرار کنند و جستجو برای یافتن نقاط ضعف در سیستم دفاعی غرب را سرعت بخشند". وی تاکید کرد که القاعده"دشمن جدی و مصمم است".
توانایی در هدف قرار دادن
توانایی ایالات متحده در هدف قرار دادن مرکز فرماندهی القاعده، اخیرا با خبر مرگ رهبر طالبان پاکستانی، یک متحد نزدیک القاعده در امتداد مرز پاکستان با افغانستان، در معرض نمایش قرار گرفت. حکیم الله محسود او همچنین از نزدیک با بمب گذاری انتحاری 30 دسامبر که به کشته شدن هفت افسر سازمان "سی آی ای" و پیمانکاران افغان آن در ولایت خوست در شرق افغانستان انجامید ، ارتباط داشت.
در سال جاری ایالات متحده 12 بار اهداف القاعده و طالبان را در درون خاک پاکستان هدف قرار داده است. شدت گرفتن حملات، دولت اوباما را در مسیری قرار داده که رکورد 53 حمله در سال 2009 را بشکند.
مقام های ارشد اطلاعاتی ایالات متحده هفته قبل هنگام شهادت دهی در کنگرس امریکا گفتند، این حملات رهبری اصلی القاعده، گروه کوچکی از تروریست های سرسخت به رهبری اسامه بن لادن را تکان داده است. مقام ها می گویند این حملات به همراه سخت گیری های موفق مالی بالای القاعده، توانایی این گروه را در راه اندازی حملات بلند پروازانه ، عملیات تروریستی پیچیده در اندازه حملات یازدهم سپتامبر 2001، در مرکز تجارت جهانی و پنتاگون از بین برده است.
لیون پنتا، مدیر "سی آی ای"، روز سه شنبه هنگام شهادت دهی در کمیته اطلاعات مجلس سنا گفت: " اطلاعات مویید آن است که این گروه به سختی قادر به برنامه ریزی، فرماندهی و کنترول عملیات می باشد تا این که یک حمله بزرگ به راه اندازد".
اما مقام های اطلاعاتی همچنین به قانونگذاران در مورد شواهد نگران کننده جدید هشدار داده اند که بیانگر توانایی وفق پذیری القاعده می باشد. در ارزیابی " تهدید سالانه" به کنگره ، سازمان های جاسوسی خطر در حال ظهور را بیشتر به عنوان یک تهدید جغرافیایی پراکنده و همچنین با فناوری پایین که تمایل به استفاده از عملیات های انفرادی و مواد منفجره متعارف را دارد، توصیف کردند.
طرح های کوتاه مدت
دنیس. بلر ، مدیر اطلاعات ملی امریکا در ارایه ارزیابی به نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان این کشور گفت اقدام بمب گذاری در پرواز 253 خطوط هوایی شمال غربی دیترویت، از تهدیدی در حال تحول خبر می دهد که به "تعداد کمی از تروریست های تازه استخدام شده و آموزش دیده و طرح های کوتاه مدت" متکی است. تاکتیک های جدید غیر عادی است و حتا شناسایی و مختل ساختن آن بسیار سخت تر می باشد.
عمر فاروق تحصیل کرده غرب و جوانی است که ظاهرا از آن جهت توسط القاعده استخدام شده که او ویزای ایالات متحده را داشت و هیچ سابقه ای از روابط با گروه های تروریستی نداشت. مقام های می گویند که او توسط یکی از شاخه های رو به رشد القاعده در شبه جزیره عربستان آموزش دیده و مجهز گردید، و او بمب ساخته شده از مواد منفجره را در زیر لباس خود دوخته بود تا عمدا کارایی تدابیر شدید امنیتی را که بعد از حملات یازده سپتامبر وضع گردید، خنثا سازد.
این طرح ناکام به دنبال تیر اندازی در فورت هود صور گرفت. این حمله و دستگیری یک افسر ارتش که ظاهرا توسط القاعده مامور شده بود، این برداشت گسترده را از بین برد که امریکایی ها نسبت به تهدیدهای ناشی از افراط گرایی خانگی – همان طوری که در اروپا دیده می شود- مصون است. بلر اذعان کرد که سازمان های اطلاعاتی اخیرا نگران آن اند که ممکن است امریکایی ها به خارج از کشور برای آموزش سفر کنند و به ایالات متحده برای انجام حمله های تروریستی باز گردند.
بلر همچنان گفت که به باور او در شش ماه آینده اقدام تروریست ها به انجام حملات قطعی است. بلر در عین حال گفت که نشر اخبار در مورد توطیه های تروریستی در هفته های اخیر این تصور غلط به وجود آورد که این تهدید جدید است.
بلر گفت:
"ما از 11 سپتامبر به این سو هشدار می دهیم که تروریست های الهام گرفته از القاعده به انجام حملات علیه ایالات متحده متعهد باقی می مانند". وی گفت: "آنچه که متفاوت است این است که باید همراه با این اخطارها نام و چهره ای اعلام گردد. ما از همین رو واقعیت را می بینیم".
متخصصان تروریزم و مقام های رسمی دولت امریکا تلاش بمب گذاری بیست و پنجم دسامبر را به عنوان اخطار بیدار باش تلقی کردند که کمک کرد وجود ضعف ها در تدابیر امنیتی کاملا جدی گرفته شود. اما برخی از تحلیلگران می گویند موفقیت های چشمگیر در برابر القاعده در پاکستان ممکن است سبب شده باشد که مقام های ایالات متحده نشانه های تهدید تروریستی جدید را نبینند. بروس هافمن، متخصص مسایل تروریزم از دانشگاه جورج تاون و محقق ارشد در مرکز وودرو ویلسون، می گوید که دولت همزمان تلاش می کند که به هردو تهدید پاسخ دهد.
هافمن گفت:
"تا زمانی که پرواز 253 خطوط هوایی شمال غربی هدف قرار نگرفته بود، فرض غالب این بود که ما می توانیم توسط حملات هواپیماهای بدون سرنشین بجنگیم و جنگ را ببریم ، اما تهدید انواع مختلفی دارد و و دامنه آن گسترش می یابد". آقای هافمن همچنان گفت: " هر دو دولت -- بوش و اوباما -- تمایل به تمرکز بر یک تهدید و یک دشمن که از یک مکان نشات می گیرد، داشته اند. استفاده از هواپیماهای شکاری در افغانستان و پاکستان یک تاکتیک بسیار موثر است. اما این یک تاکتیک است و جایگزینی برای یک راهبرد نیست".






